
ایام سوگواری تسلیت باد
پند بزرگان

« دانش پژوه چندان به خوشي تن نمي پردازد . » خواجه نصير توسي
« پيروزي از آن مردماني است كه هميشه تواناييِ در برابر سختي ها را داشته باشند . » خواجه نصير توسي
« سرنوشت با پرور دگار است ، خشنود به آنم ، در سختي شكيبا يم ، شكوه نكنم ، بدتر از اين سختي باشد و سختي بگذرد ، در پناه و ياري پرور دگار . » بزرگمهر
« مردمان را خُرده مگيريد ( عيب مگيريد ) كه هيچ كس بي خُرده نيست . » بزرگمهر
« دانشورِ خوب تنها براي رسيدن به راستي تلاش مي كند و هنگاني كه به راستي دست يافت به آرزوي خود رسيده است . پس در شان دانشور نيست كه براي بدست آوردن شهرت و خود نمايي و كوچك كردن ديگران به كار پژوهش بپردازد . » محمد خوارزمی
« رسد بان بايد هشيار باشد و پيوسته درستي كار خود را بيازمايد و بر خود خورده بگيرد و از خود پسندي به پرهيزد و بر كوشش بيفزايد و ازين كار خسته نشود . » بيروني خوارزمي ب 82 نهايات
« از خدا مي خواهم كه مرا براه راست بدارد ، و به دريافت راستي كمك كند ، و راههاي آن را روشن سازد ، و باز دارنده هاي رسيدن به خواسته هاي پسنديده را ، با فراخي و بخشش خود از ميان بردارد ، كه او بر هر چيز كه بخواهد توانا و بهترين يار و نيكو ترين ياور است . » بيروني خوارزمي
« آري تعصب چشمهاي بينا را كور مي كند و گوشهاي شنوا را كر مي سازد و هر كسي را به باوري وادار مي كند كه خرد و دانش آنرا گواهي ندهد . » بيروني خوارزمي ب 100 التفهيم
« مردم به نهاد خود آزمندِ دانستن آنچه بر آنها پوشيده است مي باشند . » بيروني خوارزمي ب 13 نهايات .
« و كاري را كه من كردم وظيفه هر انساني است نسبت به پيشينيان خود ، كه كار آنانرا با ديدي منت بنگرد و اگر خلل يا سهوي در كار آنان مشاهده كرد با فروتني در تصحيح آن بكوشد . » بيروني خوارزمي برگ 130 هزاره بيروني
« كارِ دانش ، آدمي را از كارهاي روزانه ي روزگار دور مي كند و خواسته را بيشتر به بررسي دانش ناچار مي كند تا راه ، بيشتر بسوي اميد و ارزش هاي دست مايه ها قرار گيرد . » بيروني خوارزمي ( برگ 40 هزاره بيروني )
موضوع : نقش پژوهش در تدريس
نويسنده : دكتر محسن شيرعلي – عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد مباركه
مقدمه :
بطور كلي آموزش و پرورش به عنوان يكي از عظيمترين و فراگيرترين نهادهاي اجتماعي شناخته شده است كه اكثر مردم به نوعي با آن در ارتباط ميباشند. آموزش و پرورش منشاء بالقوة تغييرات مهم و ارزشمند در تمامي ابعاد مختلف زندگي افراد و جامعه ميباشد.
با توجه به اين گستره و اهميت و با توجه به پيچيدگي حاكم بر فعاليتهاي آموزشي، مشخص ميشود كه اداره مطلوب سازمانهاي آموزشي كاملاً وابسته به انجام فعاليتهايي است كه به صورتي دقيق و منظم در پرتو فعاليتهاي علمي و پژوهشي تدارك ديده شده باشند. با توجه به اين حساسيت است كه در نظام تعليم و تربيت، هيچ تصميم و برنامه فراگيري نبايد قبل از تأييد صحت و درستي آن به مرحلة اجرا در آيد. اين تأييد عموماً از طريق استفاده از روشهاي علمي، قابل دسترسي است
حضرت امام علی(علیه السلام)
لَو سَکَتَ الجاهِلُ ما اختَلَفَ النّاسُ
اگر نادان خاموشی می گزید
مردم دچار اختلاف نمی شدند.بحارالانوار،ح87،ص81
امام على عليهالسلام :
أَكْلُ السَّفَرْ جَلِ قُوَّةٌ لِلْقَلْبِ الضَّعيفِ وَهُوَ يُطَيِّبُ الْمِعْدَةَ وَيُذَكِّى الْفُؤادَ وَيُشَجَّعُ الْجَبانَ وَيُحَسِّنُ الْوَلَدَ؛
خوردن بِه قلب ضعيف را قوى، معده را پاك، ترسو را شجاع و فرزند را زيبا مىكند
تحف العقول ص101
عیدغدیر مبارک
دشت غوغا بود، غوغا بود، غوغا در غدیر
موج مىزد سیل مردم، مثل دریا در غدیر
تشنگیها بود و توفان بود و شن بود و غبار
محشرى از هر چه با خود داشت صحرا، در غدیر
کاروان آرام و بى تشویش لنگر مىگرفت
تا بگیرد کاروان سالارشان جا در غدیر
گردها خوابید کم کم، کاروان خاموش شد
تا پیمبر خود چه خواهد گفت آیا در غدیر!
تا افق انبوه مردان صحارى بود و دشت
و سکوتى، تا کند آن مرد لب وا در غدیر
مرد اما با نگاهى گرم در چشمان شوق
جستجو مىکرد محبوبش على را در غدیر
پس به مردان عرب فرمود: «بعد از من على است
هر که من مولاى اویم اوست مولا در غدیر»
گردها خوابیده بود و کاروان خاموش بود
خوانده مىشد انتهاى قصه ما در غدیر
در شکوه کاروان آن روز با آهنگ زنگ
بى گمان بارى رقم مىخورد فردا در غدیر
اى فراموشان باطل! سر به پایین افکنید!
چون پیمبر دست حق را برد بالا در غدیر
حیف! اما کاروان منزل به منزل مىگذشت
کاروان مىرفت و حق مىماند تنها در غدیر!
عیدقربان برتمام شیعیان

جهان مبارک باد
این پیوند آسمانی مبارک باد

نامه آبراهام لینکن به معلم پسرش
به پسرم یاد دهید :
او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بگویی، به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می شود. به او بیاموزید، که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست. می دانم که وقت می گیرد، اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش، یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزیدکه از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن بر حذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.اگر می توانید، به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید. به او بگویید تعمق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود. به گل های درون باغچه و به زنبورها که در هوا پرواز می کنند، دقیق شود. به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردن کشان، گردن کش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه برخلاف او حرف بزنند. به پسرم یاد بدهید که همه حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند. ارزش های زندگی را به پسرم آموزش دهید. اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند. به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد. به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست.به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید، اما از او یک نازپرورده نسازید. بگذارید که او شجاع باشد، به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد.توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید، پسرم کودک کم سال بسیار خوبی است.
هفته کتاب و کتابخوانی را گرامی می داریم

آنچه نبايد ، دلبستگي را نشايد . . .
جغدي روي کنگره هاي قديمي دنيا نشسته بود . زندگي را تماشا مي کرد . رفتن و رد پاي آن را و آدم هايي را مي ديد که به سنگ و ستون و در و ديوار دل مي بندند.جغد اما مي دانست که سنگ ها ترک مي خورند ، ستون ها فرو مي ريزند ، درها مي شکنند و ديوارها خراب مي شوند . او بارها و بارها تاج هاي شکسته ، غرور هاي تکه پاره شده را لابه لاي خاکروبه هاي قصر دنيا ديده بود. او هميشه آوازهايي درباره دنيا و ناپايداري اش مي خواند و فکر مي کرد شايد پرده هاي ضخيم دل آدم ها ، با اين آواز کمي بلرزد.
روزي کبوتري از آن حوالي رد مي شد ، آواز جغد را که شنيد ، گفت بهتر است سکوت کني و آواز نخواني . آدم ها آوازت را دوست ندارند . غمگينشان مي کني . دوستت ندارند . مي گويند بد يمني و بدشگون و جز خبر بد ، چيزي نداري .
قلب جغد پير شکست و ديگر آواز نخواند .
سکوت او آسمان را افسرده کرد . آن وقت خداوند به جغد گفت : آواز خوان کنگره هاي خاکي من ! پس چرا ديگر آواز نمي خواني ؟ دل آسمان گرفته است . جغد گفت : خدايا ! آدم هايت مرا و آوازهايم را دوست ندارند . خداوند گفت : آوازهاي تو بوي دل کندن مي دهد و آدم ها عاشق دل بستن اند. دل بستن به هر چيز کوچک و هر چيز بزرگ . تو مرغ تماشا و انديشه اي ! و آنکه مي بيند و مي انديشد ، به هيچ چيز دل نمي بندد ؛ دل نبستن سخت ترين و قشنگ ترين کار دنياست . اما تو بخوان و هميشه بخوان که آواز تو حقيقت است و طعم حقيقت تلخ .
جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره هاي دنيا مي خواند و آن کس که مي فهمد ، مي داند آواز او پيغام خداست که مي گويد :
برگرفته از معلم پژوهنده ( مولا ) معلم استان آذربايجان غربي


